به گزارش نبض وطن، دونالد ترامپ رئیسجمهور ایالات متحده، اخیراً نامهای به رهبر ایران ارسال کرده و خواستار آغاز مذاکرات بر سر توافق هستهای جدید شده است. هرچند پیش از سال ۲۰۲۵ نیز تهران به دلایلی نسبت به امکانپذیری چنین مذاکراتی بدبین بود، اما رفتار اخیر واشنگتن با کانادا ممکن است نقطهضعف اساسی در تلاشهای ترامپ را نمایان کند. ایالات متحده برای بازسازی اعتبار خود در پایبندی به توافقات، راهی طولانی در پیش دارد.
قانون اساسی آمریکا تضمین میکند که رهبری این کشور بهطور منظم تغییر میکند، به این معنا که توافقهای بلندمدتی که توسط یک رئیسجمهور امضا شدهاند، ممکن است برای جانشین او قابل قبول نباشند. با این حال، روسای جمهور آمریکا معمولاً به توافقات پیشین پایبند بودهاند، یا بهدلیل اجماع دوحزبی در مورد آن موضوع خاص، یا از آنرو که میدانند پایبندی به توافقات به حفظ اعتبار جهانی آمریکا کمک میکند.
البته استثناهایی هم وجود دارد، مثلاً زمانیکه شرایط جهانی بهگونهای تغییر کرده باشد، برای نمونه جورج بوش در سال ۲۰۰۲ از پیمان موشکهای ضدبالستیک که در سال ۱۹۷۲ با اتحاد جماهیر شوروی امضا شده بود خارج شد تا سیستم دفاع موشکی ملی را دنبال کند اما این نوع موارد بسیار نادر هستند.
ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود از چندین توافق مهم خارج شد، از جمله توافق هستهای ایران. یکی دیگر از این توافقها، معاهده تجارت آزاد آمریکای شمالی بود که بیل کلینتون با کانادا و مکزیک در سال ۱۹۹۳ امضا کرده بود. پس از روی کار آمدن ترامپ در سال ۲۰۱۷، او خواستار بازنگری در این توافق شد و در نتیجه توافق جدیدی بهنام USMCA در سال ۲۰۱۸ شکل گرفت.
اما در سال ۲۰۲۵، ترامپ پا را فراتر گذاشته و حتی توافقی را که خودش تنظیم کرده بود، زیر سوال برد. پس از آغاز به کار دولت دوم ترامپ در ژانویه، او بلافاصله کانادا و مکزیک را به اعمال تعرفههای جدید تهدید کرد، اقدامی که ناقض توافق USMCA است. دلیل او عدم توانایی این کشورها در مهار عبور غیرقانونی مهاجران و قاچاق به داخل آمریکا است. این تهدیدها موجب آغاز یک جنگ تجاری تمامعیار با کانادا شده و مارک کارنی نخستوزیر جدید کانادا صریحاً اعلام کرده که کشورش تسلیم فشارهای آمریکا نخواهد شد و مقابلهبهمثل خواهد کرد.
اگر ترامپ واقعاً به دنبال مذاکره با ایران است، رفتار او با کانادا کاملاً ضدسازنده است. نخبگان ایران با خود خواهند اندیشید که توافق با کشوری که حتی به توافقات خودش پایبند نیست، چه ارزشی دارد؟ اگر ایران حاضر شود هزینه سیاسی مذاکره با کشوری را که آن را متکبر و غیرقابل پیشبینی میداند بپردازد، باید دستکم در ازای آن چیزی پایدار و قابل لمس به دست بیاورد، اما آمریکا چند سال بعد از توافق ممکن است از توافق خود عقبنشینی کند.
ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، طی ماه گذشته دید که ترامپ هیچ مشکلی با بیان علنی خواستههایش حتی اگر برای ناظران خارجی غیرمنصفانه یا سوءاستفادهگرانه باشد، ندارد. اما در مورد کانادا، مشخص نیست که دقیقاً چه چیزی از آن خواسته شده است. ترامپ به هیچ بند شرایط اضطراری اشاره نکرده که مثلاً جهان از ۲۰۱۸ تاکنون چنان تغییر کرده که باید توافقات بازنگری شوند. در عوض، اوتاوا با ادعاهای آماری غیرواقعی درباره عبور غیرقانونی انسان و مواد مخدر از مرز مواجه است، همراه با شعارهای ناسیونالیستی که میگوید کانادا در حال سوءاستفاده از آمریکاست.
این رفتار ترامپ زمانی عجیبتر میشود که بدانیم بیشتر خواستههای احتمالی آمریکا از کانادا احتمالاً میتوانست از طریق گفتوگوی مستقیم و دوستانه بهدست آید. روابط دو کشور همواره ممتاز بوده و همکاری نزدیکی در حوزههای تجارت، امنیت، محیط زیست، حقوق بشر و دفاعی داشتهاند.
با توجه به درخواستهای مکرر ترامپ برای تبدیل کانادا به «پنجاهویکمین ایالت»، میتوان تصور کرد که او از ابزارهای اقتصادی برای وادار کردن کانادا به پیوستن به ایالات متحده استفاده میکند. اما با توجه به انتخاب کارنی، مشخص است که کاناداییها ملتی مغرورند و هیچگاه حاضر به ادغام در آمریکا نیستند. افزون بر این، از دیدگاه آمریکا، الحاق کانادا ضرورتی ندارد، زیرا این کشور تقریباً در تمام موضوعات مهم سیاست خارجی با واشنگتن همسو است.
ترامپ صرفاً درگیر جنگی بیمورد شده تا پایگاه هواداران خود را راضی کند و چهرهای از یک «مذاکرهکننده سرسخت» از خود بسازد. متأسفانه، همین تاکتیکهای غیرضروری ممکن است باعث شوند که ترامپ متوجه نشود رفتار تهاجمی بیدلیل او نسبت به کانادا، بخت دستیابی به توافق هستهای با ایران را بسیار کمتر از سال ۲۰۲۴ کرده است. تعجبآور نخواهد بود اگر ایران، آمریکا را درگیر مذاکرات طولانی و بینتیجه پشت پرده کند، تا زمانیکه واشنگتن خسته شود و این مسیر را رها کند.